تبليغاتX
صدای واقعیت چکه چکه می چکد..........

صدای واقعیت چکه چکه می چکد..........

تفکر،نیاز،تحقیق(ویرایش جدید)

آغوشی مهربانتر از تو نیافتم،

                از کوره راههای ناکجا آباد و هیچستان ،آبله پای در هوایت پر کشیدم.

راهی انگار دراز اما چه کوتاه!

شاید ترنم لبخندت مرا نیز بنوازد،

از کناری غریبه وار در حریم مهرت قدم می گذارم

                 کبوتر وار ،خود را به تو می سایم تا بیاسایم...........

جان پیشکش رویت

                  یا ثامن الحجج

               

سه شنبه 5 آبان1388 |

پیامبران هدیه ی الهی

می خوایم دیگه کم کم از مباحث توحیدی و معاد بیرون بیایم و وارد مباحث نبوت بشیم.مث ه همیشه سوال و جوابا رو مطرح می کنیم:

-انسانها چه نیازی به پیامبر دارند؟

پیامبر کسی است که راه درست را به انسان ها نشان می دهد.

 

-خوب خدا به انسان عقل داده تا راه درست را پیدا کند؟

پیامبران واسطه بین خدا و بندگان هستند.خداوند در معاد از اعمال انسانها در دنیا می پرسد.پس چطور ممکن است که انسانها را به حال خودشان رها کند و در قیامت از آنها انتظار اعمال نیک داشته باشد؟! این اصلاً با عدل خداوند جور در نمی آید.

 

-خدا که انسانها رو رها نکرده است.به آنها عقل داده !

درست است.ولی تصور کن بر سر دو راهی ایستاده ای.نمی دانی کدام جهت تو را به هدفت می رساند.عقل به تو می گوید به صورت اتفاقی یکی از این دو راه را اتنخاب کن تا آخر راه برو، اگر به هدفت نرسیدی برگرد و راه دیگر را امتحان کن و یا آنقدر آنجا بمان تا کسی که یکی از راهها را رفته و دیده که اشتباه است برگردد و راه درست را به تو نشان دهد.درست است؟یا راه دیگری هم وجود دارد؟

 

-به نظر من آدم می تواند با کسی که بلد راه است راه را طی کند.

خب، درسته.ولی در همه ی این فرضیه ها مشکلاتی وجود دارد.اول اینکه اگر بگویی یکی از راهها را می روم اگر اشتباه بود برمی گردم و راه دیگر را می روم من از تو می پرسم،مگر من چقدر فرصت دارم که به هدفم برسم.شاید در وسط راه و یا زمانی که در انتظار ایستاده ام عمرم تمام شود و یا اصلاً آن راه فرعی آنقدر بیراهه باشد که اصلاً نفهمی که اشتباه آمده ای. در این حالت هرگز به هدف نمی رسی...حالا اگر بگویی که صبر می کنم تا کسی بیاید و راه درست را نشانم دهد ، من از تو می پرسم از کجا معلوم که او به تو راستش را بگوید و یا اصلاً راهی را که رفته و فکر کرده که درست است واقعاً درست بوده.

در همه ی این حالات با اینکه انسان عقل دارد امکان اینکه به هدف برسد یک هزارم است.درسته؟!!

 -فکر کنم درست می گی.

حالا با این شرایط تصور کن که در پایان راه درست کسی باشد که تو را به خاطر دیر رسیدنت یا اصلاً نرسیدنت مواخذه کند ، به او چه می گویی؟

 

به او می گویم تو که می دانستی من بر سر دو راهی قرار می گیرم ، چطور از من انتظار داشتی که راه راست را درست بیابم در حالی که راهنمایی برایم قرار نداده بودی ؟

این راهنما همان پیامبر است.پیامبر را همان کسی که در پایان را ایستاده (خدا) و به تو دستور داده که به سمتش بروی ، برایت قرار داده تا زودتر به او برسی.

 

-از کجا بفهمم که پیامبر کیست؟

 .....................................................................................................................

پ.ن: فکر می کنیم حوصلتون سر رفت.شما هم تو بحث شرکت کنید و جواب این سوال رو بدین.اینجوری موضوع خیلی هم یکنواخت نمی شه.

                                                                                                                                

شنبه 10 مرداد1388 |

آهای با توام!

 
 

عاشقان سرشکسته گذشتند،
شرم‌سار ِ ترانه‌های بی‌هنگام ِ خویش.
و کوچه‌ها بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

سربازان شکسته گذشتند،
خسته بر اسبان تشریح،
و لَتّه‌های بی‌رنگ غروری نگون‌سار بر نیزه‌های‌شان.

تو را چه سود فخر به فلک بَر فروختن
هنگامی که هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرین‌ات می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها به داس سخن گفته‌ای.

آن‌جا که قدم برنهاده باشی گیاه از رُستن تن می‌زند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی.

باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادران ِ سیاه‌پوش داغ‌دارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد
هنوز از سجاده‌ها سر برنگرفته‌اند!

-- احمد شاملو

                                                       
                   
 
پنجشنبه 1 مرداد1388 |

معاد ، حقیقتی شاید با باور سنگین.......

معاد چیست؟

"معاد" در لغت یعنی بازگشت و اینکه بدانیم که بعد از این عالم ،عالم دیگری وجود دارد.در ضمن انسان باید بداند که حشر (زنده شدن جمیع مردگان بعد از دمیده شدن صور ) تکه ای از معاد است.

*انسان از زمانی که خلق می شود معادش شروع می شود.ما از بدو تولدمان با جسم برزخی مان زندگی کردیم و آن را شکل داده ایم.چه خوب چه بد.اینطور نیست که با مرگ تازه وارد عالم برزخ بشویم.ما در آنجا هستیم.تنها با مرگ و کنار رفتن پرده های دنیایی به حضورمان در آن دنیا پی می بریم.صحبت انسانها با ملائک نیز از همین باب است که می گویند:بگذارید فقط یک لحظه به دنیا برگردیم تا جبرانی بتوانیم بکنیم."

و این خیلی خیلی دردناک است.وقتی که همه ی فرصت ها تمام می شود.

-حالا از کجا معلوم که معاد وجود دارد ؟

از آنجایی که ثابت کردیم خدا عادل است.حتی نمی توان تصورش را هم کرد که فردی عادل این همه موجود را خلق کند،این همه نظم و نظام را به وجود آورد ولی از آن هدفی نداشته باشد.چگونه می توان تصور کرد که یک عادل مطلق ما را خلق کرده،یک جهان ر از نظم را به وجود آورده تا ما زمانی در آن زندگی کنیم و بعد از آن در زمان مرگ تمام شود؟!!غیر ممکن است.

اصلا از طرف دیگر اگر با مرگ همه چیز تمام شود و عالم دیگری وجود نداشته باشد، با حکمت خدا هم در تضاد است،چرا که گفتیم حکیم کسی است که از علمی که دارد در جهت خیر استفاده می کند.

پس اگر با مرگ انسانها همه چیز تمام شود و عالم دیگری وجود نداشته باشد که انسانها پاسخ گوی اعمالشان در این دنیا باشند، زندگی شان در این دنیا فقط وقت تلف کردن و سرگرمی برای خالقشان بوده،که البته می دانیم که خدا بی نیتز از سرگرمی است.

                             

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 |
ما چند نفر

"ماچندنفر "خیلی پر جنب و جوشیم،مثل TNT.
دوست داشتیم از این انرژی برای یاد گرفتن چیزهای به درد بخور و دریافت حقیقت استفاده کنیم.
حقیقتی که قطره قطره میچکه و جرعه جرعه باید نوشید.
شما هم نظر بدهید و سوال کنید تا ما هم دنبالِ پاسخش بریم.. اینجا قطره قطره پخشش کنیم ... و جرعه جرعه بنوشیم.
taragheha@yahoo.com

مطالب اخير

پیامبران هدیه ی الهی

آهای با توام!

معاد ، حقیقتی شاید با باور سنگین.......

آی بازی بازی بازی....

دوستت دارم غدیر

بالهایت را کجا جا گذاشته ای؟

آقا جون این بداء چیه؟

قالب وبلاگ

پيوند ها

پژوهنده

همرنگ آب

زندگی با وجود او زیباست(گلناز)

باران مسیحا

شائق

منتظر

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme

صدای واقعیت چکه چکه می چکد..........

تفکر،نیاز،تحقیق(ویرایش جدید)